خوش آمديد...

خدايا رحمتي كن تا ايمان نان و نام برايم نياورد.

قوتم بخش تا نانم را و حتي نامم را در خطر ايمانم افكنم.

تا از آنها باشم كه پول دنيا را ميگيرن و براي دين كار ميكنند.

نه از آنها كه پول دين را ميگيرن و براي دنيا كار ميكنند.


همونطوري كه قول داده بودم اين بخش رو راه اندازي كردم تا بازديدكنندگان بتونند بدون عضويت تو كل كل بين پسرا و دخترها شركت كنن.البته اين مكان قوانين خاص خودشو داره كه اين قوانين عبارتند از:
1-در نوشته هاي خود از كلمات ركيك استفاده نكنيد.
2-به كل كل كننده ها فحش ندهيد و سعي كنيد كل كل سالمي داشته باشيد.
3-هر جنسيت فقط در قسمت خود كل كل كند.

ورود به بخش كل كل

در اين مجموعه ميتوانيد به روز ترين كليپ هاي جالب و خنده دار ايراني و خارجي را بيابيد.اين مجموعه به دلايلي داراي تعداد كمي كليپ هست كه به زودي براي پر كردن مجموعه اقدام ميكنيم تا بتوانيد از كليپ ها لذت ببريد.

مشاهده مجموعه كليپ ها

در اين مجموعه ميتوانيد به روز ترين sms هاي عشقانه ، عارفانه ، سركاري ، نيمه شب ، انگليسي ، نوروزي و مناسبتي را بيابيد و از آنها لذت ببريد.در صدد است براي كسب رضايت بازديد كنندگان يك مجوعه از sms هاي موجود در وبلاگ در قالب فايل pdf آماده گردد تا در وقت كاربران محترم صرفه جويي شود.

مشاهده مجموعه sms ها

شادي شما آرزوي ماست.در اين مجموعه ميتوانيد بهترين جوك ها در موضوعات مختلف را بيابيد.در مورد كلمات ركيكي كه در جوك ها استفاده شده بايد گفته شود كه به درخواست بعضي از دوستان بوده و از بازديد كنندگاني كه اين كلمات باعث ناراحتيشان شده عذر خواهي ميكنم.

مشاهده مجموعه جوك ها

در اين مجموعه ميتوانيد جملات قصار و عرفاني دانشمندان و فيلسوفاني چون ارد بزرگ ، کنفوسیوس ، وين داير ، دكتر علي شريعتي و ديگر دانشمندان را بيابيد.

مشاهده مجموعه جملات قصار

به زودي

مجموعه جديد آهنگ هاي تولد به زودي از وبلاگ دوست داشتني . . .

ارائه كتاب هاي مفيد در قالب PDF به زودي از وبلاگ دوست داشتني . . .

ارائه كليپهاي صوتي خنده دار به زودي از وبلاگ دوست داشتني . . .


لطفا مطالب زيباي خود را از طريق فرم نظرات يا از طريق sms به شماره 09375759950 ارسال كنيد تا با نام شما در وبلاگ گذاشته بشه.
با تشكر
شفيق نوري
جوک درباره ترک ها-بخش دوازدهم...
18:40 | پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389
جوک درباره ترک ها-بخش دوازدهم
ترکه پدرو مادر خودش رو مي كشه ازش ميپرسن چرا كشتي ميگه بالاخره بعد از 30 سال به رابطه كثيفشون پي بردم

***

ترکه با خودکار میرفته حموم بهش می گن خودکارو چرا با خودت تو حموم می بری؟ میگه هرجا رو می شورم علامت می زنم

***

ترکه زنگ می زنه قم میگه: الو یه امام جمعه برامون بفرستین!!! میگن امام جمعه قبلی چی شد؟ میگه اونو کشتیم امام زاده درست کردیم!

***

یه روز یه تركه روی دیوار می‌نویسه: «زنده باد کـير»! میگن: آقا این چرت و پرت‌ها چیه رو دیوار نوشتی، بده، زشته؟ می‌گه: به سه دلیل. اول اینكه «سرش را در راه اسلام داده». دوم اینكه «انسان سازه» و سوم اینكه «در مقابل بی‌حجابی قد علم می‌كنه»!

***

تركه تو خیابون به یه زنه تنه میزنه، زنه میگه: آقا من پریودم. تركه میگه :اِِِِا..؟! اتفاقاً من از اسمای خارجی خوشم میاد!

***

تركه میره كتابفروشی میگه: آقا كتاب تركها آدم میشوند رو دارین!؟ یارو میگه: نه آقا ما كتاب تخیلی نداریم

***

تركه زنگ میزنه به دوست دخترش میگه: شهناز فردا بیا، خونمون خالیه. فردا دختره میاد، هر چی در میزنه هیچكی در رو باز نمیكنه!

***

تركا میان یه شعر بسازن كه فارسا رو مسخره كنن، میگن: تركا گل پسرن فارسا تركِ خرن!

***

تركه كتاب فروشی بازمی كنه، بعد از یك هفته میان درشو تخته می كنند. رفقاش ازش میپرسن چرا در مغازت رو بستن؟ میگه: والله هیچی، ما فقط زده بودیم جلد دوم قرآن رسید!

***

تركه دو تومنیش میفته تو جوب، یه پنج تومنی از تو جوب ور میداره، سه تومن میندازه تو جوب!


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: جوک درباره ترک ها |
جوک درباره ترک ها-بخش یازدهم...
18:34 | پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389
جوک درباره ترک ها-بخش یازدهم
تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!

***

ترکه تو جبهه بوده از هر طرف خمپاره میومده!! یکی داد می زنه سنگر بگیرید ترکه ازون ور میگه واسه من بربری بگیرید.

***

تركه چراغ جادو پیدا میكنه، دست میكشه روش غولش در میاد میگه: ‌دو تا آرزو بكن. تركه میگه: یه نوشابه خنك میخوام كه هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده، تركه یكم میخوره میگه: ‌به به! چقدر خنكه! یكی دیگه هم بده!!!

***

ترکا به یدونه شلوار لی  میگن: لیوان! به  دوتاش می گن: لی لی! به ستاش میگن تریلی! به چهارتاش میگن: چارلی! به  پنج تاش می گن لی لی تو تریلی!  به شش تاش می گن لی لی با چارلی! به هفت تاش می گن: خیلی!!!

***

دولت تصویب می کنه خانم ها هم باید برن سربازی غیر از حامله ها!!! ترکه می ره جلو دبیرستان دخترانه ...یرش رو میگره دستش داد می زنه: فرم معافیت رسید!

***

ترکه می ره مهمونی بهش می گن راحت باش، می گوزه!

***

يه تركه سوار سمند ميشه مي بينه يه زنه بهش ميگه: لطفا در خودرو را ببنديد. تركه ميگه: خوب بستم حالا بيا بيرون جيگر

***

ترکه میره المپیک بهش می گن به چه مقامی فکر می کنی؟ میگه : به مقام معظم رهبری

***

به ترکه میگن ترمز  ای بی اس چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!

***

ترکه ex میزنه  میره تو خیابون یک خره رو می بینه میگه عجب توهمی هم دارم میرم هم دارم میام!


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: جوک درباره ترک ها |
جوک درباره ترک ها-بخش دهم...
18:31 | پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389
جوک درباره ترک ها-بخش دهم
تركه اسمش مراد بوده، ازش مي پرسند چرا اسمتو گذاشتن مراد؟ ميگه آخه من آب نطلبيده بودم!!

***

تركه يبوست داشته، ميره دكتر. دكتر يك نسخه براش مي نويسه بهش ميگه: اين قرصها رو ميخوري، اين شياف رو هم استعمال ميكني. تركه ميگه: آقاي دكتر استعمال ميكنم يعني چي؟ دكتره بهش ميگه: عزيزم يعني بايد يه جوري به بدنت برسوني . تركه ميگه: يعني چي؟ يعني بخورمش!؟ دكتره ميگه: ببين عزيز من! بايد يه جوري به بدنت برسوني اما نه از دهن. تركه ميگه: يعني از گوشم؟! ... دكتره حوصلش سر ميره با خنده ميگه: باباجون بايد بكنيش تو كونت! تركه هم ميگه : ببين اقاي دكتر خودjت شوخي رو شروع كردي ها، منم كيرم تو دهنت!!!

***

تركه زنش حشري نميشده . ميره پيش دكتر، ميگه: آقاي دكتر! يه چيزي بدين كه اين زن ما حشري بشه. دكتره يه دارو بهش ميده ميگه: ازين قطره بريز تو غذاي زنت، ولي يوقت خودت نخوري ها! تركه ميره خونه، يكم از دوا ميريزه تو غذاي زنش، بعد با خودش ميگه: اين دكترا همش كس شعر ميگن! بگذار خودم هم يكم بخورم امشب خوب حال كنيم! خلاصه خودشم بقيش رو ميره بالا. شب خوابيده بودند بغل هم، زنش ميگه: عزيزم! ميگه: جانم؟! زنه ميگه: من كير ميخوام! تركه ميگه: آي گفتي!

***

ترکه از طبقه 100 میپره پایین به طبقه 5 میرسه میگه "تا اینجا که به خیر گذشت!"

***

تركه از رو جوب ميپره، شلوارش پاره ميشه. ميگه: خوب شد شلوار پام بود، اگه نه كونم پاره ميشد!

***

دو تا تركه دو تا گاو ميخرن، ‌اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، ‌گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه ‌دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه. خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!!!

***

تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!

***

يارو مي‌ميره، ميره بهشت . روز اول جبرئيل مياد، ميگه: ميخوام جُمجُمت رو سوراخ كنم دور سرت نور بذارم. روز بعد مياد ميگه:‌ميخوام كتفاتو سوراخ كنم برات بال بذارم. يارو شاكي ميشه، ميگه: بابا نخواستيم! اصلاً من ميخوام برم جهنم! جبرئيل بهش ميگه: باباكجا ميخواي بري؟! اونجا پدرت رو در ميارن، چوب تو كونت ميكنن. ميگه: بازم اون ‌بهتره، حداقل سوراخش رو خودم دارم!

***

يه تركه و يه آمريكاييه و يه انگليسيه داشتن تو يه كنفرانس علمي در باره پيشرفتهاي علمي كشورشون صحبت ميكردن. آمريكاييه ميگه: ما يه موشك ساختيم كه دقيقا وسط ماه فرود مياد. ميگن: دقيقا وسط ماه؟! ميگه: نه، حدوداً يه وجب اينورتر. بعد انگليسيه مياد ميگه: ما يه سفينه فرستاديم وسط مريخ. ميپرسن: درست وسطش؟ ميگه: نه، تقريباً يه وجب اينورتر. نوبت تركه ميرسه، هر چي فكر ميكنه چيزي به نظرش نميرسه، آخرسر ميگه: ما تو كشورمون با چشمامون غذا ميخوريم! همه ملت كف مي‌كنن، ميگن يعني چي، مگه ميشه؟ يعني واقعا با چشماتون غذا ميخورين؟! تركه ميگه: نه، حدوداً يه وجب پايين تر!

***

تركه به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  تركه ميگه: بابا من كه راضيم، ننم هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: جوک درباره ترک ها |
جوک درباره ترک ها-بخش نهم...
18:27 | پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389
جوک درباره ترک ها-بخش نهم
تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد مي كنه كه:‌خوب بابا همه تو آب مي شاشند! يارو ميگه: ‌آره، ولي نه از رو دايو!

***

تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين‌؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!!!

***

تركه با پسرش رفته بوده دزدي، پاسبونه مي‌بينتشون. دوتايي ميزنند به چاك، پاسبونه هم مي‌گذاره دنبالشون و داد ميزنه: كره خر!‌واستا!! پسر تركه واميسته ميگه: بابا منو شناسايي كردن، تو برو!!!

***

تركه با دوست دخترش ميره كوه، همينجوري كه داشتن ميرفتن يه دفعه نيرو انتظامي ميريزه. سربازه بهش ميگه: شما اينجا چي كار ميكنين؟ اين خانوم كيه با هات؟ تركه ميگه: من كه كوه نوردِ حرفه‌ايم، اينم وقتي من اومدم همينجا بود، مثل اينكه كُس كوهيه!!!

***

تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!

***

تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه! 

***

تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: مادر قهوه!‌اين چه مسخره بازيه دراوردي؟!! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!

***

تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!

***

تركه مي خواسته چشماي بچش عسلي شه؛ تخماش روهفت دقيقه ميندازه توآبجوش!

***

به تركه ميگن راسته كه ميخواي زن بگيري؟ تركه به كيرش نگاه ميكنه، ميگه: گويا!


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: جوک درباره ترک ها |
جوک درباره ترک ها-بخش هشتم...
18:23 | پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389
جوک درباره ترک ها-بخش هشتم
تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!

***

تركه ميشينه سر كوچه، كوچه ميره تو كونش!

***

اردبيل زلزله مياد،‌تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!

***

تركه ميره مشهد حرم امام رضا رو ميبينه، ميگه: امام رضا! قربونت برم! تو بااين همه طلا چرا هشتم شدي؟!

***

تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گيرش نمياد كمپوت مي‌بره!

***

تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد

***

تركه رستوران ميزنه، رو درش مينويسه: وقت نهار و نماز تعطيل است!

***

تركه كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهي ميده: بيوه بيو!

***

تركه ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!

***

تركه تو يك دهي دكتر بوده ، ميخواسته به يك زنه آمپول بزنه. زنه ازين شليته‌هاي لايه لايه پاش بوده، هرچي تركه دامناش رو بالا ميزده، تموم نميشده. آخر تركه شاكي‌ميشه به زنه ميگه: ببخشيد خانم، كون شما صفحه چنده؟!


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: جوک درباره ترک ها |
جوک درباره ترک ها-بخش هفتم...
18:20 | پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389
جوک درباره ترک ها-بخش هفتم
تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!!!

***

تركه زن ميگيره، شب اول تو حجله تا ميان مشغول شن يهو عروس سكته ميكنه ميميره! تركه خيلي ناراحت ميشه، ميگه: بابا اينكه نشد، اينهمه خرج كرديم و حالا يك دور هم نكنيم خيلي ستمه! ميكنيم، به ملت ميگيم بعد از كار مرد! خلاصه مشغول ميشه، همچين كه نوك كار فرو ميره يهو زنه شكه ميشه و بلند ميشه ميشينه. تركه ميزنه تو سرش شروع ميكنه بلند بلند گريه كردن! عروسه ميگه: بابا من زنده شدم، بايد خوشحال باشي، چرا گريه ميكني؟ تركه وسط همون گريه زاريش، ميگه: بابام! عروسه ميگه: بابات چي؟ باز تركه ميكوبه تو سرش، ميگه: بــــابـــام! عروسه ميگه: خوب بابات چي؟! تركه ميگه: اگه ميدونستم نميگذاشتم بميره!!!

***

عربه و تركه ميخواستن توي كون همديگه بگذارن، قرار ميگذارن هر كسي آخ بگه بايد دربياره دوباره بگذاره. اول عربه مي‌گذاره، تركه خوارش گاييده ميشه، ولي از ترس هيچي نميگه و شروع مي‌كنه سوت زدن. عربه كيرش رو درمياره ميگه: ولك بايد دوباره بگذارم! تركه ميگه: بابا من كه آخ نگفتم! عرب ميگه: سوت كه زدي! تركه شاكي ميشه، ميگه: مادر قهوه 50 گرم گوشت رو ميگذاري توي زودپز، ده دقيقه بعد صداش درمياد، دو كيلو كيرو فرو كردي سوت هم نميتونيم بزنيم؟

***

به تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!!!

***

تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!!!

***

تركه زن مي‌گيره، آخر شب وقتي ميرن تو حجله،‌زنه ميبينه تركه رو كيرش يك ضربدر كشيده! ازش ميپرسه: اين يعني چي؟ تركه ميگه: ساك يادت نره!!!

***

به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف مي‌كنه، .ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت

***

تركه ميره دكتر، از دكتره ميپرسه: آقاي دكتر، فكر مي‌كني من صد سال زندگي كنم؟! دكتره ميگه: خوب بستگي داره. تركه مي‌پرسه:‌يعني چي آقاي دكتر،‌به چي بستگي داره؟ دكتره ميپرسه: ‌ببينم تو سيگار ميكشي؟ تركه ميگه:‌نه. دكتره مي‌پرسه: عرق مي‌خوري؟ تركه ميگه:‌نه بابا آقاي دكتر، اين حرفها چيه؟‌!‌دكتره مي‌پرسه: ترياك مي‌كشي؟! تركه ميگه: نه بابا ترياك چيه؟! دكتره ميپرسه: خانوم بازي مي‌كني؟ تركه ميگه: نه بابا زشته آقاي دكتر! دكتره مي‌پرسه: ببينم جلق چي؟ جلقم نمي‌زني؟! تركه سرخ ميشه، ميگه:‌نه آقاي دكتر، من غلط بكنم! دكتره شاكي ميشه،‌ميگه: پس آخه كس‌خل ميخواي صد سال زنده باشي چه گهي بخوري؟

***

تركه ميميره، اون دنيا هر چي حساب ميكنن، مي‌بينن كاراي خوب و بدش برابره. از خدا ميپرسن چي كار كنيم؟ ميگه: ببرين بهشت و جهنم رو بهش نشون بدين، خودش هر كدوم رو خواست انتخاب كنه. تركه ميره ميبينه تو بهشت يه چند تا آخوند نشستن دارن تسبيح ميندازن و صلوات ميفرستن. بعد ميره جهنم ميبينه، همه جا تاريكه، تو آسمون يك عالمه ستاره دارن حركت مي‌كنن. ميگه:‌ما اون دنيا كه همش پيش آخوندا بوديم، ديگه اين دنيا حوصلشون رو نداريم!‌همين جهنم بهتره!! خلاصه ميره جهنم. همين كه اساسش وتحويل ميگيره و وارد جهنم ميشه،‌يه دفعه يه اژدها مياد تخماشو مي خوره، يكي مياد چوب تو كونش ميكنه و… خلاصه دهنش رو ميگان. تركه شاكي ميشه ميگه:‌خدايا اون وقت كه من جهنم رو ديدم اينجوري نبود! اين چه وضعشه؟! خدا ميگه:‌بنده نادان! اون وقت كه تو اومدي،‌مدتي بود با بهشت وجهنم كار نكرده بوديم، رفته بود روي اسكرين سيور.( screen saver)

***

به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: جوک درباره ترک ها |
جوک درباره ترک ها-بخش ششم...
14:33 | دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389
جوک درباره ترک ها-بخش ششم
از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!!!

***

تركه تو جبهه تركش ميخوره جفت تخماش كنده ميشن. ميره دكتر، يارو براش يه تخم از چوب ميگذاره يكي از آهن. چند سال ميگذره، تركه ازدواج ميكنه و بچه دار ميشه. يه روز تو خيابون دكتره رو ميبينه، دكتره بهش ميگه: خـوب، چطوري؟ بچه ها چطورن؟ تركه ميگه: آقاي دكتر! پينوكيو خوبه ولي اون ترميناتوره خيلي اذيت ميكنه!!!

***

تركه از صداي جيرجيرك خوابش نميبرده، مياد جيرجيركه رو روغنكاريش ميكنه!!

***

دو تا تركه ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!!!

***

تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من ازب بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!!!

***

تركه لب دريا نشسته بوده يه دفعه يه زن خوشگل شنا كنان مياد پيشش وبهش چشمك ميزنه. تركه ميگه: جل الخالق! ما اسب‌ماهي ديده بوديم، سگ‌ماهي ديده بوديم، فيل‌ماهي‌ديده بوديم، اما ديگه جنده‌ماهي نديده بوديم!!!

***

تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت!

***

از تركه ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي توخونه شيش كوچولو صدام ميكنن!!

***

تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم

***

تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!!


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: جوک درباره ترک ها |
جوک درباره ترک ها-بخش پنجم...
14:32 | دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389
جوک درباره ترک ها-بخش پنجم
 تهرانيه به تركه ميگه: ‌بگو بلوط،‌تركه ميگه: بلوط. تهرانيه ميگه: ..يرم تو گلوت! تركه حسابي بهش بر ميخوره،‌با خودش ميگه من بايد حال اينو بگيرم. ميره يه هفته فكر ميكنه،‌هفته بعد مياد به تهرانيه ميگه: بگو شلغم. تهرانيه ميگه:‌شلغم. تركه ميگه:‌..يرت تو حلقم!!

***

بچه پولداره شب ماشين بابا رو ور ميداره بدون گواهينامه ميزنه بيرون. تو راه يه افسرترك جلوش رو ميگيره، ميگه: كارت ماشين، گواهينامه. پسره جفت مي‌كنه، ميگه: حالا چه گهي بخورم؟! الان دهنمو مي..اد. ور ميداره يه هزاري ميذاره كف دست يارو. تركه تو تاريكي نگاه ميكنه به هزاري، يه دفعه زرد ميكنه، خبردار واميسه، ميگه: ببخشيد آقاي خميني، تو تاريكي نشناختمتون!!!

***

تركه ميره لباس فروشي،‌ميگه:‌ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:‌بعله. تركه ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين!!!

***

تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌كجش ميكنه!!

***

تركه ميخواسته دور كمرشو اندازه بگيره، ‌يه خطكش ميكنه تو كونش ضربدر 3.14 ميكنه!!!

***

تركه داشته با رفيقش رو بوسي ميكرده، رفيقش بهش ميگه،‌غضنفر چرا گردنت بو ميده؟!‌تركه ميگه:‌آخه چند روزه هر كي ميگوزه ميندازه گردن ما!!!

***

شباهت ترك و اسپرم چيه؟ تو هردوتاشون از هر چند ميليون يكيش آدم در مياد!!!

***

تركه ميره به يكي خبر مرگ مادرش رو بده، بهش ميگه: يه شتري بود كه در خونه همه ميخوابيد!؟ يارو ميگه: خوب؟ ميگه: اين دفعه رو ننه تو خوابيد!!!

***

تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!!!

***

به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: جوک درباره ترک ها |
جوک درباره ترک ها-بخش چهارم...
15:1 | پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388
جوک درباره ترک ها-بخش چهارم

سه نفر ميرن دزدي صابخونه بيدار ميشه و دزدا ميرن هر کدوم تو يه گوني قايم ميشن! صابخونه مياد و به گوني اول لگد ميزنه..صداي نون خشک در مياره! به دومي لگد ميزنه .. صداي گردو در مياره! به گوني سوم لگد ميزنه ... هيچ صدايي در نمياد..دوياره محکمتر لگد ميزنه... باز صدا نميده!؟ دفعه سوم که لگد ميزنه ترکه با عصبانيت مياد بيرون ميگه بابا ..آرده ، آرد ..آرد صدا نداره ميفهمي

***

 به  تركه مي گن عشاير ذخاير انقلاب هستن يعني چي؟ مي گه: فکر کنم يعني نفت که تموم بشه میخوان اونا رو صادر کنن

***

تركه داشته تو قبرستون خرما خیرات میکرده یهو یه نفر میاد یه مشت برمیداره طرف شاکی میشه میگه : پدر سگ یه نفر مرده اتوبوس که چپ نکرده

***

تركه ميره قهوه خونه ميگه يك فنجان قهوه چنده.مرده ميگه 500 تركه ميگه شكرش چنده و مرده ميگه مجاني و تركه ميگه پس 2 كيلو شكر بده.

***

تركه ميميره، باباش رضايت نميده

***

غضنفر داشت اظهار نظر مي‌كرد: اين جلال آل احمد كه هي ازش تعريف مي‌كنن، فقط يه كتاب خوب نوشته كه اسمش بوف كوره. يكي گفت: بوف كور كه مال صادق هدايته! تركه گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره، اونم صادق هدايت براش نوشته

***

تركه توي آتيش سوزي ميميره
پزشكان اعلام مي كنن %10 سوختگي ، %90 كوفتگي !!!

ميرن تحقيق مي كنن مي بينن دوستاش آتيشو با بيل خاموش كردن !!!

***

خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، مي‌خواهيم بريم بندر! تركه داد ميزنه: كجا؟ ما تا شام نخوريم هيچ‌جا نميريم

***

ازتركه مي پرسند سزاريان يعني چه ميگه بچه به شرط چاقو

***

يه روز تركه يه شماره تلفن پيدا ميکنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا کردم آدرس بديد براتون بيارم


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: جوک درباره ترک ها |
جوک درباره ترک ها-بخش سوم...
14:51 | پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388
جوک درباره ترک ها-بخش سوم

تركه زنگ ميزنه فرودگاه و ميگه:
شيراز تا تهرون چقدر راهه؟
كارمنده ميگه: يه لحظه،....
ميگه: خيلي ممنون و قطع ميكنه !

***

تركه گاوداري داشته، مامور بهداشت مياد ميگه به گاوات غذا چي ميدي؟ ترکه ميگه آت و آشغال! يارو کلي جريمش مي کنه. سال بعد مياد ميگه چي ميدي به گاوات؟ ترکه ميگه جوجه کباب، چلوکباب، پيتزا! يارو دوباره کلي جريمش مي کنه. سال بعد بازم مياد ميگه چي ميدي به گاوات؟ اين دفعه ترکه ميگه والا اول صبح نفري هزار تومن بهشون ميدم برن هر چي دوست دارن بگيرن بخورن

***

تركه طرف تو خيابون داشته چش چروني مي كرده، يارو خفتش مي كنه ميگه: مگه خودت خوار مادر نداري؟ ميگه:چرا ولي به اين خوشگلي نيست

***

ترکه و لره ميرن اکس پارتي ، ترکه هلکوپتري ميزنه لره با آرپي جي ميزندش

***

تركه ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته.... بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه..... تركه مياد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نمي‌كن

***

به ترکه  گفتند: بابات به رحمت ايزدي پيوست! گفت: رحمت ايزدي ديگه کيه؟!...... گفتند نه. منظورمون اينه که به ديار باقي شتافت...... گفت: منظورتون را نمي فهمم!!!..... گفتند: يعني اينکه دار فاني را وداع گفت...... گفت:بازم نفهميدم!....... گفتند:اي بابا...بابات رخت از اين دنيا بربست....... بازم نفهميد!...... آخر سر عصباني شدند و گفتند : ابله...باباي خرت! مرد....... گفت: خر ما که بابا نداشت!......

***

تركه زنش دوقلو مياره ميره حسابداري بيمارستان حساب كنه ميبينه پولش خيلي ميشه,ميگه,داداش فدات شم كمتر حساب كن جفتشونو ببرم

***

دو نفر داشتن تو يه ماشين بمب كار ميذاشتن يكيشون به اون يكي ميگه: اگه اين بمب الان منفجر شه چي كار كنيم؟  تركه ميگه نگران نباش من يكي ديگه دارم

***

يه  تركه داشته ميخنديده بيهش ميگن چرا ميخندي ميگه دارم واسه خودم جوك ميگم. بعدچنددقيقه ميبينن رنگش زرد شده وشكمش روگرفته وداره ميخنده ميگن حالا چته؟ ميگه اين جكه رو تاحالا نشنيده بودم.

***

تركا يه نفرو محكوم به اعدام در اتاق گاز مي كنن . وقتي مي برنش مي بينه اتاق سقف نداره . ميگه : اين چه اتاق گازيه كه سقف نداره ؟ تركا مي گن : كپسول گاز كه خورد تو سرت مي فهمي


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: جوک درباره ترک ها |
جوک درباره ترک ها-بخش دوم...
14:50 | پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388
جوک درباره ترک ها-بخش دوم

تركه ميره طوطي سخنگو بخره، فروشنده بهش يه جغد ميده، بعد از يه مدت دوستاي تركه بهش ميگن: ياد گرفته حرف بزنه يا نه؟ تركه ميگه: هنوز نه ولي خيلي توجه ميكنه !!!

***

باباي  تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هاي‌هاي ميزده زير گریه. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد ، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! یارو با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده.

***

تركه مي ره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد ؟ ميگه: ویسا ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟

***

ترکه میره دزدی ، صاحب خونه پا میشه میگه کیه اونجا؟ ترکه میگه گربه است : بععععععععععع

***

 لره و تركه شطرنج بازي مي كنن.... شاه دق مرگ مي شه

***

يه ترکه ميخواسته بخوابه دوتا جا ميندازه، ميگن چرا دوتا جا انداختي، ميگه آخه دو شبه که نخوابيدم

***

به ترکه ميگن مياي بريم هفته دفاع مقدس؟
ميگه نه شما برين من برا چهلمش ميام

***

تركه وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيل‌ميدن، مي‌بينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشي‌هاي ‌تلفناي همگاني رو بيسيم كرده!

***

ترکه يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده

***

ترکه يه چک سفيد امضا پيدا ميکنه جلو مبلغش مينويسه" خدا تومن" ميبره ميده به بانک. بعد ميبينن ترکه داره کيسه کيسه پول از بانک ميبره بيرون ميرن ببينن چه جوريه که بهش پول دادن ميبينن رئيس بانکه لر بوده


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: جوک درباره ترک ها |
جوک درباره ترک ها-بخش اول...
13:3 | جمعه بیست و هفتم آذر 1388
جوک درباره ترک ها-بخش اول

یه افسر ترک سر چهار راه واستاده بود که ناگهان یه ماشین به شماره ی تهران ص چراغ قرمز رد می کنه ترکه میفته دنبال ماشینه و هی میگه تهران صلی الله الیه ... بزن کنار!

***

انجیر رو به ترکه نشون می دن می گن این چیه؟می گه: آلو بوده چلوندن.تو زعفرون خوابوندن.بهش کنجد مالوندن.یه چوب بهش چپوندن تازه شده گلابی!

***

ترکه میره شرکت بیمه قرارداد میبنده یارو بهش می گه ان شا ا.. ازاین بیمه هیچ وقت استفاده نکنید ترکه هم می گه ان شا ا... از این پول خیر نبینید!!

***

به ترکه می گن از چه گلی خوشت میاد می گه اقاقیا می گن همین رو بنویس می گه غلط کردم بابا گل رز!

***

ترکه شب عروسيش نميدونه به زنش چي بگه ، ميگه : خانوادت ميدونند که اينجايي ؟

***

پليس راهنماييي جلو تركه رو ميگيره ميگه: كارت ماشين گواهينامه معاينه فني بيمه ... تركه ميگه : چيكار كنم ؟ جمله بسازم

***

يه تركه ميره استاديوم تو استاديوم همش بالاسرش نگاه ميكرد بهش ميگن بنده خدا چرا مسابقه رو نمي بيني ميگه : ايلده دنبال كلمه زنده ميگردم

***

ترکه داشته نماز ميخونده بعد موقع دعاي دست دستشو برعکس ميگيره و ميخونه . بهش ميگن چرا اينجوري ميخوني ميگه ميخوام ايندفعه رو از حفظ بخونم

***

ترکه توي يه مانور از هواپيما با چتر ميپره پايين چترش باز نميشه ميگه خب خدا رو شکر که اين فقط يه مانوره

***

ترکه از تير برق ميرفته بالا بهش ميگن نرو سيما لخته ميگه:ياالله سيما خانوم


لینك ثابت | نویسنده: شفیق | موضوع: جوک درباره ترک ها |